بسم اللهّ الرعوف الرحیم
سـلام
نمی دونم از کجا شروع کنم
اما یه مطلب این پست فقط واگویه های اعتقادی منه
و شاید باورهای مذهبی سر درگم
یا شایدم
یه مکاشفه وکشف و شهود شخصی
پس اگر قسمت نظررات رو باز می ذارم
می خوام ببینم چند نفر مثل من فکرمی کنن
دنبال تائید یا تکذیب نیستم
خوب
یکسال گذشته البته تقریبن یکسال
از محرم سال گذشته منظورم
همون مهای که منم یکی از سیاه پوشهاش بودم
اما بایه تفاووت بارز
که هم سیاهپوش بودم هم سیاه رو وسیاه دل
هنوزم هستم
البته شایدم بیشتر
نمی دونم برای چی یا برای کی توی عزاداری ها شرکت می کردم
گریه هام بیشتر برای خودم بود یا برای اهل بیت اون بزرگوار
امـّا
اینو می دونم یعنی فهمیدم که حسین (ع) نیاز به گریه کن نداره
نیاز به پیرو داره و دنباله رو که هدفش وراهش زنده بمونه
نه فقط اسمش و یادش
اونم که بعضی ها بدجوری به جای بالا بردن شخصیتش
ازش یه حماسه فـرا انسانی ساختن
هیچکس تا حالا از عشق حسین به بچه هاش
از خصوصیات رفتاریش با همسرش
از راه ورسم زندگیش
از منبع در آمدش و از دارئی های منقولش
از مال و منال داشته یا نداشتش
چیزی نگفته
همه تاریخ وشخصیت اون بزرگوار رو محدود یه روز یه ساعت
ویه صحنه غیر انسانی از جنون بشری کردیم
گودال قتلگاه ، خنجر آهنی سرد از کینه
تل زینبیه ، سه ساله بودن ، شش ماهه داشتن
النگو ، گوشواره ، عطش ، سراب ، آب
اطاعت ، وطن فروشی و دین فروشی ، عشق ، استقامت
موندن ، رفتن ، وظیفه ،تـقـیه ، خانواده
و
عـــــــــشــــــــــق
و
....
