بسم اللهّ الرئـوف
سـلام
خوب دوباره بعد از مدتها رساله عشق یه قسمت تازه
می خوام از چیزی بنویسم که خودم تجربش کردم
تــرس
ترس حاصل از عـشـق و ترس حاصل از دلـدادگـی
این مطلب صرفا یه نظریه پردازی بر اساس مشاهدات و تجربیات شخصیه
پس اگر طاقت آوردی و خوندیش تا ته نظرت رو هم برام بنویس
میدونم بعد از خوندن چند خط اول درگیرش می شی و می کشونتت دنبال خودش
پس دنبالم بیا
راه طولانیست و سفر پرخطر
تو مومن باش برسیدن و راه بیافت
راستی بگم یه مقداری از نتیجه گیری هام رو توی نوشتن این مطلب مدیون همصحبتی شبانه یه دوست مهربونم که فکر نمی کنم راضی باشه ازش اسم ببرم ولی بازم ازش متشکرم بخاطر نقطه نظرات خالص و دور از هر نوع جانبداریش
- - - - - - - - -
عـشـق
ریشه از ( عـشـقـــه ) میگیره گیاهی است با خواستگاه یونانی ومدیترانه ای در ایران آنـرا ( مـوچـسـب ) نیز می گویند
خصوصیت اصلی این گیاه اینکه که شاخه های نازک و کم توانی داره و حتمن باید برای رشدش کمک داشته باشه
و کمکش می تونه دیوار باشه
یعنی زندگی و معادله رشد این گیاه دونفره و دو طرفه است
طرف اول که گیاه باشه که برای رشد به کمک دیوار و یک قیـّم نیاز داره تا رشد کنه
طرف دوم دیوار که نیاز در ظاهر به اون گیاه و این معادل دوطرفه نداره
امـّا توی این معادله و معامله چی گیر طرفین میاد
برای عشقه مهمترین چیز ادامه حیاته که دیوار با کمک به رشدش و به هدفش رسیدن این کمک رو میکنه
و برای دیوار با توجه به بی نیازی ظاهریش از طرف عشقه دو چیز دریافت میکنه
یک : پوشش وحمایت جلوگیری از نور و باد و باران (عشقه مثل یه لباس دیوار رو در آغــوش میگیره )
دوم : حفظ وحراست و جوان موندن در بناهای مخروبه المپیوس دیواره هایئ با قدمت 2500 سال وجود
دارند که هنوز سالمند شاید به نظر کهنه بیان ولی مقاوم و پابرجان چون عشقه روی اونها رو پوشونده و جلوی پاشیده شدنشون رو گرفته و اونها رو حفظ کرده
درست مثل کاری که عشق با آدمی می کنه جوان نگهش میداره و جلوی از پا افتادنش رو میگیره
البته نه همه موارد ( متاسفانه استثناعاتی هم داره که عشق خودش پیرت میکنه امـّا برای اونام دلیل میارم )
حالا نکته اساسی اینجا چیز دیگه ای که اهمیـّت داره و یکم از نظر دور افتاد چیز دیگری است
می پرسید چی ؟
خوب هدف این معادله ومعامله و همکاری دوطرفه
خوب معلومه
رشــــــد و تــعـــالــــــی
خوب ببینید رشد عشقه همیشه رو به بالاست و به سمت تعالی
عـشـق هم همینه مثل همون ارتباط می مونه
توی اون ارتباط دوطرف هدف اون ارتباط نیست هدف استفاده و دست مایه قرار دادن اون ارتباطه
برای رشد وتعالی
می دونید چرا خیلی ها توی عشق (البته به نظر خودشون عشق ) شکست می خورن
منم خودم جزء همین دسته بودم
پس بیام مثال رو برگدونم به سمت خودم تا به کسی برنخوره خدای نکرده
من خودم توی یک رابطه خیلی عمیق شکست خوردم و
چون عمیق بود شکستم دردناک تر بنظر می رسید
اما مشکل می دونید از کجا ناشی شد :
از اونجائی که توی یه برهه زمانی که من بعلت ( کوته فکری و فـرامـوشی هــدفـــم )
اسیرش شدم
من بجای اینکه از اون رابطه و نیروی نهفته عظیم درونش که
فوق العاده از هر انرژی هسته ای قوی تر و نیرومند تر ه
بخود اون رابطه دل بستم و نخواستم اون رو مرکب پیشرفت به سمت تـعـالـی قرار بدم
و سرنوشت همچین کسی که بخواد توی عشق درجـا بزنه و
بخـواد نیروش رو بجای بکـار بستن هـدر بده چی می تونه باشه بجز
حـســـرت و نــرسیــدن به مقصـد
خوب
پس یاد گرفتیم که :
1- عشق باعث بوجود اومدن یک نیروی عظیم درونی دو طرفه میشه
2- عشق به طرفین قدرت تحمل میده و میتونه مرکب باشه
3- عـشـق وسیله است و نه هدف
4- هرکسی عاشق وسیله بشه از هدف وا می مونه و دور میشه
5- و وسیله ها موقتی و مقطعی هستند
6- عشق یه نیروی جاودانیه که هر چی بیشتر اون رو قدرت بدی عمق بیشتر اسیرش میشه و بیشتر ازش ضربه می خوری
7- و در آخر
عـشــــق مـقــدس و پـــاک ِ هـر کس ازش پـاکی رو بگیره
بـد جور ضربه می خوره
بــد جـور
ادامــه دارد ....
+ دلنوشته های شـهـاب در سه شنبه 7 فروردین1386حدودن ساعت
22:13 |