بــه نــام هــمـو کـــه آگــاه اســت از قــلــوب مــا
ســلام
چند بار تا بحال احساس کرده ایم که همه کارهایمان
همه این پاکدامنی لعنتی مان ،
همه این اصالت نداشته مان همه این جملات قصار که من ،
آره همین من پشت سر هم ردیف می کنم
بی معنی و بی مفهوم بوده، خوبه . ؟؟
آره چند بار شده که فکر کنی پاکدامنیُ ،
تولا و تبری و این چی بود اسمش ،
اومم ....؟
آهـان
وَرَع ( خودداری از گناه و محرمات )
همین احساسات و همین نخوردن هات ،
همین نکردن هات ، همین ندیدین هات ،
همین نداشتن هات ، همین نگرفتن هات ،
همین که اصلا و ابدی هیچ به فکر خودت نیستی ،
همین که همش جور دیگرون رو می کشی اونم بی چشم داشت ،
که البته داری ، البته نه از اونا که از خــدا ، همین دیندار نمائی هات ،
همین زُهد مآبی هات ، همین که به نامحرم و این جور چیزها نگاه نمی کنی ،
همین که دلت با خــدا ست ، و دستات مال خلق خــدا تا ، گره باز کنی از کارشون ،
همین چیزهای کوچیک و نگفتنی چند بار تو روز ، تو ماه یا هفته و سال ،
اومده جلو چشمت ؟
اصن چن بار شده خودتو رها کنی از این همه باید و نباید
و برای خودت زندگی کنی ؟
برای خــدا زندگی کنی ؟
اصن شده ؟ می دونم نشده !
تعجب می کنی از کجا می دونم ؟
تعجب نکن ، من خودمم همین شکلی ام مثل تو ، مثل اون ،
مثل بقیه ،
امـــّـا
امشب یه چیزائی تویِ مـُخـَم صوت کشید ،
مـی دونـی چـی ؟
نه ولش کن سستت نمی کنم ، نه بابا ولش کن .
ای چقدر التماس می کنی خوب باشه می گم :
ببین مگه خودش ، آره خودش ،
خود خــدا ، آره همون خــدا ئـی که همه می پرستیمش ،
همون که هر کسی به یه دین آئینی میره در خونش ،
همون که خیلی ها از خوفش غـش می کنن و خیلیا ...
ولش کن حاشیه نمی رم ،
مگه خودش در مورد یـوسـف نمی گه :
و او از روی میل و اراده باطنی می رفت که به گناه بی افتد
و ما نگذاشتیم و اورا یاری کردیم ، و لطف خـدا شامل حال اوشد .
( قــران کریم – سوره یوسف -24)
خـوب
آره همین دیگه
همین
می گه لطف خـاص مـا بود که اورا از گناه بدور و بری نگاه داشت ،
خوب اگر لطف خاصش نباشه که نمی شه
خوب اگر فردای قیامت ،
بعد همه این نکردن ها و نرفتن ها و ندید ن ها ،
خـود خــدا توی دادگاه عدلش برگرده بگه :
خوب بنده عزیز بعلت اینکه :
ما به قلب و نیت همه آگاهیم ( قرآن )
شما به علت اینکه همه کارات پشتش ریا بوده ،
و طلب بوده و می خواستی معامله کنی ،
اونم با خــدا ،
با بی نیاز کل ،
همش باد هواست .
خــدا بــر مــی گـرده میگه :
از روی عـدل جـهـنـم تعطیل
امــّـا
شما محکومی تا مادام و تـا ابد
از روی طاقچه سفره رو نگاه کنی ،
نه حــور العین ، نه عسل مصفی و نه .....
ای داد بر مـن
یا
ای داد بر مــا
کـاش ، کـاش
ال اعمال و بالنیات
رو بفهمیم و عمل کنیم
و
یکم تفکر کنیم تو کارامون
ان شا ء ا...
