تبليغاتX
عاشـقانه هـاي شـهـاب

بــه نــام هــمـو  کـــه آگــاه اســت از قــلــوب مــا

 

ســلام

 

 

چند بار تا بحال احساس کرده ایم که همه کارهایمان

همه این پاکدامنی لعنتی مان ،

 همه این اصالت نداشته مان همه این جملات قصار که من ،

آره همین من پشت سر هم ردیف می کنم

 بی معنی و بی مفهوم بوده، خوبه . ؟؟

 

آره چند بار شده که فکر کنی پاکدامنیُ ،

 تولا و تبری و این چی بود اسمش ،

 

اومم ....؟

 

آهـان

 

وَرَع ( خودداری از گناه و محرمات )

 

همین احساسات و همین نخوردن هات ،

 

همین نکردن هات ، همین ندیدین هات ،

 

همین نداشتن هات ، همین نگرفتن هات ،

 

همین که اصلا  و ابدی هیچ به فکر خودت نیستی ،

 

همین که همش جور دیگرون رو می کشی اونم بی چشم داشت ،

که البته داری ، البته نه از اونا که از خــدا ، همین دیندار نمائی هات ،

 

همین زُهد مآبی هات ، همین که به نامحرم و این جور چیزها نگاه نمی کنی ،

 

همین که دلت با خــدا ست ، و دستات مال خلق خــدا تا ، گره باز کنی از کارشون ،

 

همین چیزهای  کوچیک و نگفتنی چند بار تو روز ، تو ماه یا هفته و سال ،

اومده جلو چشمت ؟

 

اصن چن بار شده خودتو رها کنی از این همه باید و نباید

 

 و برای خودت زندگی کنی ؟

 

برای خــدا زندگی کنی ؟

 

اصن شده ؟ می دونم نشده !

 

تعجب می کنی از کجا می دونم ؟

 

تعجب نکن ، من خودمم همین شکلی ام مثل تو ، مثل اون ،

مثل بقیه ،

 

 امـــّـا

 

امشب یه چیزائی تویِ مـُخـَم صوت کشید ،

 

 

مـی دونـی چـی ؟

 

 

نه ولش کن سستت نمی کنم ، نه بابا ولش کن .

 

ای چقدر التماس می کنی خوب باشه می گم :

 

 

ببین مگه خودش ، آره خودش ،

 

خود خــدا  ، آره همون خــدا ئـی که همه می پرستیمش ،

 

همون که هر کسی به یه دین آئینی میره در خونش ،

 

همون که خیلی ها از خوفش غـش می کنن و خیلیا ...

 

ولش کن حاشیه نمی رم ،

 

مگه خودش در مورد یـوسـف  نمی گه :

 

و او از روی میل و اراده باطنی می رفت که به گناه بی افتد

و ما نگذاشتیم و اورا یاری کردیم ، و لطف خـدا شامل حال اوشد .

( قــران کریم سوره یوسف -24)

 

خـوب

 

آره همین دیگه

 

همین

 

می گه لطف خـاص مـا بود که اورا از گناه بدور و بری نگاه داشت ،

 

خوب اگر لطف خاصش نباشه که نمی شه

 

خوب اگر فردای قیامت ،

 

 بعد همه این نکردن ها و نرفتن ها و ندید ن ها ،

 

خـود خــدا توی دادگاه عدلش برگرده بگه :

 

خوب بنده عزیز بعلت اینکه :

 

ما به قلب و نیت همه آگاهیم ( قرآن )

 

شما به علت اینکه همه کارات پشتش ریا بوده ،

 

 و طلب بوده و می خواستی معامله کنی ،

 

اونم با خــدا ،

 

 با بی نیاز کل ،

 

 همش باد هواست .

 

خــدا بــر مــی گـرده میگه :

 

 

از روی عـدل جـهـنـم تعطیل

 

امــّـا

 

شما محکومی تا مادام و تـا ابد

 

از روی طاقچه سفره رو نگاه کنی ،

 

نه حــور العین ، نه عسل مصفی و نه .....

 

 

ای داد بر مـن

 

یا

 

ای داد بر مــا

 

 

 

کـاش ، کـاش

 

ال اعمال و بالنیات

 

رو بفهمیم و عمل کنیم

 

و

 

یکم تفکر کنیم تو کارامون

 

ان شا ء ا...

 

 

+ دلنوشته های شـهـاب در دوشنبه 1 بهمن1386حدودن ساعت 20:59 |