بسم اللهّ الخیر الاسماء
ســلام
این نمی دونم چندمین نوشته من توی این وبلاگه
امـــّا
یـه فــرق اساسی داره
اونم اینه که نوشته به اصطلاح سالگرده
سـالـگـرد
کلمه قشنگیه
نمی دونم چرا بـایـد برای کسی مهم باشه
ویــا
مگه اصلن من کـیـم ؟
یه آدم ساده مثل بقیه
یه بذر پـُر رو توی جنگل اسفالـت
یه علف هرز
یه ...
ولش کن مهم نیست
این پستم شاید یکم طولانی باشه
اگر حوصلشو نداری مجبور نیستی بخونیش
یعنی هیچ کس هیچ وقت مجبور نبوده
به چی
مجبور به زندگی کردن با من
مجبور به تحمّل کردن من
مجبور به همراهی من
و
مجبور به
دوســـت داشــتن مـن
خـُب
یکسال گذشت
نه اتفاق خاصی نیفتاده
کسی فوت نشده
سال پیش توی یه همچین روزی یه نفر
یه آدم مثل بقیه فهمید که
چیزائی داره بـرای گفتن
وشـروع کرد
روزی که اومدم توی این وبلاگ توی سیستم بلاگفا
حتی تایپ کردن بلد نبودم
امـّا حالا
هر هفته یا بعضی وقتا هفته ای دوبار پست میزنه
چی میگه
مـهـّم نیست
واگـویـه های ذهـن بیـمـارش
یـا
الـهـامـات قلبیش
بالاخره این حرفا از یه جائی نشآت گرفته
و
روزی که اومدم یه تنها بودم
تنهای تنها
حالام یه تنهام
تنهای تنها
امـــّا با یه فرق عمده
اون روز هیچ کس رو نمی شناختم
امـروز خیلی جاها
بزرگوارائی هستن که دستای سرد شـــهــاب رو قـبـول کردن
و
الان توی خیلی از وبلاگهائی که آبـرو دارند وپر بینندن
توی پـیـوندهاشون یه اسم هست
عـاشـقانـه هـای شـهـاب
خوب این شاید برای همه عـادی باشه
بـرای من عین لطف خداست
ومنت دوستان
چون خودم رو هیچ وقت لایق این همه لطف نمی دونستم ونمی دونم
امــّا
یه چیزی
فقط یه جمله
شهاب تنهای امروز
بـا
شهاب تنهای اونروز
خــیـلــی فرق داره
چـــون بـــزرگ شـــده
خیلی بیشتر از یکسال
شاید یک عـمـر
شاید
اینقدر که روحش توی تنش جا نمیشه
و مــی خـواد بــــره
همه دلخوریهاشم برای همینه
دلم تنگست از برای باغ ملکوتمان
یادت هست
آن گوشه ،آری همانجا
یک حوض کوچک بود
و
یک درخت انــار
دلم انـار می خواهد
نه
انــار دلم ترکید
لیلای من کجائی مجنون تو غمینست
دنیا وفـا ندارد رسم جهان همینست
مرسی از تحملت
![]()
![]()
![]()



